ارسلان عزیزم
پسر صبور من خیلی شر شده ها سر دسته بچه ها شمایید قربون قد و بالات بره مادر از دیوار راست هم بالا می ری خونمون از دست شما مثل سنگر شده همه جا به جای کیسه شن پر از بالشت و تشک و پتو شده آخه فدات شم مامان چقدر بلایی ولی خیلی هم دل نازکی اول از همه شما شروع کردی به قهر کردن و البته رقصیدن و البته دست زدن و دندان در آوردن خوش خوراک هستی و صبور و خوب شبیه بابا... عاشق کلاغ کلاغه هستی مثل داداشی ها حسودی مادر خیلی ... از همه بغلی تر و کلا دوست داری روی پا بشینی و یا دراز بکشی و به هر نحوی بغل باشی خود کفا هم هستی خودت میای بغل ما جایت را پیدا می کنی. عاشق خنده هات هستم مامان جان. وقتی ارسلان هواپیما می شه... ...
نویسنده :
مرضیه(مامان 3جوجه طلایی)
15:16









