مأموریت
چند روزی بابا سعید مأموریت بودن و ما هم چون مامانم سفر بودن رفتیم و خونه مامانه را بهم زدیم واقعا !! خیلی شلوغ کردین. در اولین مرحله که میزها جمع شدن ... بعد مبلها جا به جا شدن که جای میزهای عسلی را پر کنن... دراور که خدا رحم کرده این چند روز روتون برنگشته فکر کنم جای لباسها بین کشوها هم جا به جا شده باشه... هیچ چیز در امان نبود از کاور مبل گرفته تا تلویزیون . یک میز گذاشتیم جلوی تلویزیون که در امان بمونه اما ازش بالا می رفتین و روش می شستین و... گاهی هم با ماشینهاتون بازی می کردین... گاهی هم دعوا. اینجا دو ترکه سوارتون کردیم اردلان با سر میزد به اشیا که بیاد پایین. ...
نویسنده :
مرضیه(مامان 3جوجه طلایی)
16:02







