از خودم بگم ؟
از راهنمایی های دوستان بی نظیرم ممنون. حقیقتش من تا از خواب بیدار میشم باید پوشک عوض کنم و شیر درست کنم و لباس نم زده عوض کنم و ... تا به خودم میام ظهر شده یه چایی درست می کنم اونم اگه حسش باشه گاهی هم موکول میشه به شب که برای سعید جان چایی درست می کنم . دیگه میلم به صبحانه نیست گاهی با بچه ها چند لقمه ای نون ماست سبزی یا پنیر می خورم اونم سرپایی چون همش دستشون توی ظرف ماست و پنیر . ناهار که حتی اگه حاضر هم باشه زودتر از ساعت 4 و 5 گاهی هم 6 میلم نمی کشه . بیشتر وقتها داروهایم را هم فراموش می کنم تا اینکه دردم زیادتر بشه خوب البته همش تقویتیه. ترجیح می دم درد را تحمل کنم اما مسکن نخورم . مسکنا باشه برای روزای پیری که این جوجه ها ...
نویسنده :
مرضیه(مامان 3جوجه طلایی)
13:12





