دردسر جدید
یه هفته ای هست که دیگه دری به روی بچه ها بسته نمی مونه . البته اردلان خیلی وقته اما ارسلان یه هفته هست و ارشیا هم هنوز دستش به دستگیره نمی رسه اما نشسته همکاری می کنه و تا زبونه در باز میشه در را هول میده چون بچه ها قد بلندی می کنن هنوز سختشونه که هم در را هول بدن و هم تعادلشون را حفظ کنن. دیروز برای دیدن عکس العمل بچه ها ژله ای که درست کرده بودم را گذاشتم جلوشون باهاش آشنا بشن البته قبلا خورده بودن ولی اجازه نداده بودم بهش دست بزنن. بابا سعید هم این وسط جو می داد و ژله را می لرزوند و می گفت بخورش جیز اردلان اولین کسی بود که نزدیک شد و حسابی ژله را متبرک کرد بعد ارسلان ولی ارشیای حرف گوش کنم چون بابا می گفت جیز فقط از دور اشاره م...
نویسنده :
مرضیه(مامان 3جوجه طلایی)
14:49







