کنجکاوی ارسلان
گفتم که روز سه شنبه که من با ارسلان و اردلان تنها بودم بردمشون پارک نزدیک خونه که با رفت و برگشت اونم پیاده و پا به پای بچه ها دو ساعت تمام طول کشید . معمولا وقتی با بچه ها می ریم پارک نیمی از وقت بچه ها به تماشای بازی بچه ها بزرگتر می گذره . خیلی کنجکاون و بچه ها را نگاه می کنن. ارسلان خیلی دوست داره از پله ها بره بالا و سر بخوره اما چون پله ها کثیفن و ارسلان هم نمی تونه بدون کمک دست بالا بره اجازه نمی دم یا نهایتا خودم هم میرم و دستاش را می گیرم که بتونه بره بالا. اردلان سمت جوی کنار زمین بازی می رفت که دویدم که نیفته تا روم را برگردوندم دیدم که ارسلان از غفلتم استفاده کرده و سه چهارتا پله رفته بالا. منم دلم سوخت گفتم بذارم تجربه ...
نویسنده :
مرضیه(مامان 3جوجه طلایی)
17:53








