بازی مسالمت آمیز
بچه ها داشتن توی حیاط سه چرخه بازی می کردن که رادین آمد پیششون . ارشیا هم سه چرخه اش را داد رادین و خودش تنها ماشینی که از تولد سال پیش سالم مونده را برداشت و شروع کرد به بازی. اینجوری شد که محبتهای ارشیا رادین را هم که خیلی یاد نداره ارتباط برقرار کنه به جمعشون اضافه کرد. رادین خوب شروع می کنه اما چند دقیقه نشد خسته میشه و بچه ها را می زنه منم یه مدتی فرصت بازی با هم را فراهم نکردم الآن دیگه رادین کمتر خشونت به خرج می ده و داره یاد می گیره توی جمع بچه ها چطور باشه اما تا بخواهد بزنه دوباره بچه ها را ازش دور می کنم. اگه بالا باشم میارم پایین اگه حیاط باشم میارم تو ولی یه وقتهایی هم مجبورم اسم رادین را صدا کنم که خیلی ناراحت میشه ...








