گل پسرا قند عسلاگل پسرا قند عسلا، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 6 روز سن داره
بابا سعیدبابا سعید، تا این لحظه: 43 سال و 1 ماه و 27 روز سن داره
مامانمامان، تا این لحظه: 40 سال و 3 ماه و 10 روز سن داره

سه قلو ، قند عسلا گل پسرا

وقتی بچه ها از مهد میان

دقت کردین ؟ ارسلان پاهاش را روی هم میندازه می خوابه . این عادت خواب باباش هست . وقتی که باباسعید اینجور می خوابه دیگه توپ هم بترکه از خواب بیدار نمیشه. ...
13 آبان 1394

عکس درخواستی

موسیقی درخواستی شنیدین ، دوستان از من عکس درخواستی ، خواستن. عکس بچه ها توی کابینت خودشون.(از راست ارسلان اردلان ارشیا) کابینتهای ردیف پایین مال بچه ها هست توشون چیزی نمی گذارم ، البته کابینت زیر سینک را روفرشی و دستمال می گذارم که هر وقت لازم دارم بچه ها برام میارن. می بینین صورت اردلان زخمه ، ارشیا گاز گرفته  ...
13 آبان 1394

نتیجه جلسه مهد

بچه ها را خوابوندم و سپردم به مامانم. دل تو دلم نبود که مامان یه وقت برای کاری بره بالا و بچه ها سرفه کنن و بالا بیارن. دیگه سپردمشون به خدا. رادین را هم حاظر کردم با خودم بردم که تو دست و پای مامان نباشه . از قضا رادین هم توی مهد خوابید. رفتم کارهای بچه ها را دیدم و دفتر نقاشی و کار با گواش و ... مربیشون می گفت همش نون پنیر می گذارین ؟ منم گفتم که کوکو و تخم مرغ آبپز و کره مربا دوست ندارن می مونه نون پنیر گردو و سیب زمین سرخکرده که اونم چون بیمارن سرخکردنی بهشون نمی دم . عوضش یه روز نون پنیر با گردو یه روز با پسته یه روز با بادام یه روز مخلوط  گفتم اگه مشکلی نداره فرنی و شیربرنج که دوست دارن بگذارم که با خوشرویی قبول کر...
13 آبان 1394

روزهای ما

این روزها همش به مریضی می گذره. این غر نیست فقط نگرانیست  خدارا شکر مریضیه لاعلاج نیست. اما یه ماه هست که دارم به بچه ها دارو می دم . همه می دونین بچه ها چه جوری دارو می خورن دیگه کسی نیست که ندونه. هیچ گردش و پارکی نمی ریم چون وقتی بچه ها از خواب مثلا ظهر بیدار می شن شب شده دیگه. هوای مشهد کاملا چهار فصله پس توی این فصل با تمهیدات کامل بیاین مشهد ، یعنی هم تاپ شورت بیارین هم بارونی و کلاه گرم و آفتابی. مشهد دیگه همه میشناسنش. مدام دستگاه بخور با اسانس اکالیپتوس و بوی شلغم و شربت شلغم و دانه بهی و تب 40 درجه و سرفه گاهی خشک و گاهی خلطی و از همه بدتر هر دو دقیقه باید بینی همه را تمیز کنم اگه یادم بره اردلان میاد پیشم به صورتش...
5 آبان 1394
1154 10 18 ادامه مطلب

روزهای ما

این روزها همش به مریضی می گذره. این غر نیست فقط نگرانیست  خدارا شکر مریضیه لاعلاج نیست. اما یه ماه هست که دارم به بچه ها دارو می دم . همه می دونین بچه ها چه جوری دارو می خورن دیگه کسی نیست که ندونه. هیچ گردش و پارکی نمی ریم چون وقتی بچه ها از خواب مثلا ظهر بیدار می شن شب شده دیگه. هوای مشهد کاملا چهار فصله پس توی این فصل با تمهیدات کامل بیاین مشهد ، یعنی هم تاپ شورت بیارین هم بارونی و کلاه گرم و آفتابی. مشهد دیگه همه میشناسنش. مدام دستگاه بخور با اسانس اکالیپتوس و بوی شلغم و شربت شلغم و دانه بهی و تب 40 درجه و سرفه گاهی خشک و گاهی خلطی و از همه بدتر هر دو دقیقه باید بینی همه را تمیز کنم اگه یادم بره اردلان میاد پیشم به صورتش...
5 آبان 1394

اشتیاق بچه ها

رفته بودم دنبال بچه ها ، معمولا هم از مدیرشون می پرسم چطور بودن . چون بچه ها مورد توجه همه هستن ؛ همه هم از کارهاشون خبر دارن. از اونجایی که کلاسشون هم شلوغ شده ، کلاسشون را عوض کردن و دقیقا کلاسشون جلوی میز مدیریت هست. مدیرشون می گفت : امروز مربی صدام کرده  میگه تو را خدا بیاین بچه ها را ببینین(سه قلوها). کتابهاشون را می خواستم بهشون بدم اما هنوز چیزی نگفتم و کتابهاشون را هم ندادم برگشتم می بینم سه قلوها (بچه های من) صندلیهاشون را چیدن ردیف جلو و نشستن.(موقعی که با کتاب کار می کنن صندلیها را ردیفی می چینن) خیلی خوشحال شدم . آخه درس خوندن من و باباشون در دوره ابتدایی ضعیف بوده. من خیلی هوش به بازی بودم و هیچوقت برای نم...
29 مهر 1394

نتیجه آزمایشات اردلان

یادم رفت بگم از نتیجه ها. خدارا شکر ، نتیجه خوب بود و هیچ جای ناراحتی نداشت .  اما خوب اردلان یکمی پاهای ضربدری داره فکر کنم ارشیا هم همینجوریه اما خیلی کم. اینطور که باباشون تشخیص داده کف پاهای اردلان صاف هم هست اما یکی از آشنایان که دکتر برده گفتن تا 7 سالگی بچه را اذیت نکنین بعد درمان کنین. هر دو مورد را هم ارث از باباشون بردن . اما هر دو خفیف هم هست. ارسلان خیلی شبیه باباش هست اما استخون بندیش به من رفته . البته مغرور بودنش به هر دومون. خدا را شکر کما بیش ، بی مشکل هستن. انشاءالله همه بچه ها سالم باشن و زیر سایه پر مهر پدر و مادرشون. خدارا شکر. ...
25 مهر 1394