خواب نما شدن ارسلان
.: گل پسرا قند عسلا تا این لحظه ، 2 سال و 25 روز سن دارد :. ساعتهای 6 صبح بود که به همه شیر دادم البته باز هم با صدای نق نق ارسلان بیدار شدم و بقیه هم از شیر بهرهمند کردم که باز بیدار نشم . ساعتهای 7 بود که ارسلان باز گریه کرد اونم چه گریه ای انگار ماری عقربی رتیلی چیزی نیشش زده با یه جیغ شروع شد و همنطور هم توی جاش نشست و کمتر از یه ثانیه صورتش کبود شد و صداش قطع شد و نفسش هم داشت می رفت. فاصله زمانی در حدی بود که من از یه متریش بشینم و بتونم بغلش کنم ، تا بغلش کردم صدا و نفسش برگشت و شدید گریه می کرد . شیر دادم زد کنار به زور ریختم توی دهنش که مزش را بفهمه با دست زد کنار گفتم سیره دیگه بهش گفتم آب می خوای گفت نه گاگا گ...
همنام شدیم شکر خدا
چند وقت پیش اسم اردلان را که می پرسیدم گاهی می گفت اردلان بلا. اما از سرش رفته بود . دوباره مدتی هست که با اسرار می گه اردلان بلا . البته نا گفته نماند که حرف زدنش هم مثل راه رفتنش بچم با غر و شل شله. خلاصه ما هم کلی ذوق در کردیم و به همه می گفتیم می خندیدم و دو باره می پرسیدیم و بعد خودش تکرار می کردیم و دوباره می پرسیدیم و ... کلیه مراحل ذوق کردن را به کمال رساندیم و نتیجه این شد که همه زحمتمان برای آموزش اسم بچه ها به هدر رفت دیگه. حالا به ارشیا میگیم اسمت چیه میگه اردلان بهش میگم اسمت را بگو تا قاقا بدم می گه ارشیا کامل و واضح با اونکه معموله با مسخره بازی و ادا و تغییر صدا و خنده حرف می زنه یه جورایی که دیگه نگرا...
شیر شبانه تعطیل
.: گل پسرا قند عسلا تا این لحظه ، 2 سال و 18 روز سن دارد :. این مطلب را قبلا چک نویس کردم اما ذخیره نشده هرچی یادم میاد می نویسم. چند روز قبل با جایگزین کردن آب به جای شیر شروع کردم اما ارسلان به هیچ صراطی مستقیم نشد و آب هم نخورد. اما یکی دو روزی هست که معجزه شده . آخه غذا و میوه قبل از خواب کامل می خورین اما بازم نصف شبا!!! آخر شب ساعتهای 12 شیر می دم تا 5 یا 6 صبح . ...
بدون عنوان
.: گل پسرا قند عسلا تا این لحظه ، 2 سال و 13 روز سن دارد :. پسرای نازم این روزها خیلی شیرینتر از قبل شدین. ارسلان طاقت دوری هیچکدوممون را نداره . بابا که سر کاره صبح تا شب سه تایی می گین بابا کو؟ اگه یکیتون از جلوی چشم ارسلان دور بشه مرتب می پرسه ارشیا کو؟ اردلان کو؟ و دنبالتون می گرده. یه بار خونه مامان بودیم من رفتم سرویس که پشت در ورودی آپارتمان هست . اردلان هم آمد . گفتم جیش ، از اول تا آخر گفت جیش منه یعنی من جیش کنم . ارسلان هم دنبال اردلان می گشت و صداش میامد اردلان کو؟ همینجور صدا زنان رفته بود پایین خونه خودمون را بگرده و من متوجه نشده بودم آمدم بیرون دنبالش می گشتم که دیدم صدای گریه از پایین میاد به...
ارسلان بابا
ارسلان خیلی پر حرف و بلبل زبون شده خیلی با مزه وقتی می خوام یه کاری را براش انجام بدم مثل لباس پوشوندن و ... با لجبازی که خودش انجام بده می گه بلم بلم (بلدم بلدم) وقتی باهاش شوخی می کنم و سر به سرش می گذارم می گه نکن نکن البته با کلی ناز و دلبری. هر کار که بهش می گم مثل آوردن لباس و ... اولی می گه نخوام (نمی خواهم) منم دیگه اسرار نمی کنم اونم دو ثانیه بعد بدو بدو انجامش می ده. می رفت پشت مبلای مامان (زیر پنجره پشت پرده کمد دیواری هست که پر خرت و پرت و مواد غذایی هست) بهش می گفتم تا سه می شمارم بیا بیرون. هر بار آمد یه بار گیر کرده بود می گفت نزززززززززززن نززززززززززززن. اونم با یه ناز...
اردلان نفسم
دیروز داشتم اردلان را دعوا می کردم ، آخه پوشکش را باز کردم بردم حمام گفتم اینجا جیش کن شلنگ توالت فرنگی را هم دادم دستش رفتم سراغ کاری ، ولی اردلان مثل همیشه نبود آمد بیرون و بعد روی فرش ... بهش میگم مگه من نگفتم همینجا بمون چرا رفتی ؟ ... دیدم اردلان سرش را انداخته پایین گاهی هم سرش را به اطراف می گردونه با دهن بسته هم شکلک درمیاره از اوج عصبانیت به قهقهه رسیدم . نتونستم خودم را کنترل کنم از دست این بچه خیلی خوردنی شده بود. خوب می دونه که وقتی عصبانی هستم چه کار کنه.





