بانوچ
وقتی خیلی کوچولو بودن عزیزای دلم همه می گفتن باید بانوچ ببندین اما اون موقع وقتی روی تخت می گذاشتمتون خودتون می خوابیدین و نیازی نبود تا فهمیده تر شدین ما هم اول با کمک ملحفه بعد با کمک تخت فربد که دیگه استفاده نمی کرد یک بانوچ روی تخت خودمون بستیم تا هم یکوقت اگر افتاد روی تخت بیافته و هم وقتی تکونتون می دهم خودم هم استراحت کنم جای زیادی از اتاق هم گرفته نشه...
توی این عکس روی بانوچ اولیه هستین در حال تاب خوردن که ارشیا گشنه می شه و لپ ارسلان را با یه چیز دیگه اشتباه می گیره...

بعد یک روز وقتی داشتین دو تایی با بانوچ(تخت فربد) تاب می خوردن میخ از توی دیوار به همراه گچهایش افتاد و ارسلان و ارشا افتادن زمین خیلی ترسیدم و خیلی بررسی کردمشون خدارا شکر سالم بودن بابا هم خیلی ترسیدن و خلاصه بانوچ جمع شد اما شما عادت کرده بودین و هیچ چاره ای نبود تا اینکه بانوچ را به در وصل کردیم ما یک دو تا اتاق داریم که با یک در چهارلت از هم جدا شدن ما هم دو تا درش را باز کردیم و بانوچ را نصب کردیم و تا عید ازش بهره بردیم ...





بانوچ 






