از شیطنت ها بگیم...
لی لی حوضک که مامانه به اردلان یاد دادن و منم به بقیه اما ارسلان تازگی یکمی استقبال می کنه .
قربونتون برم که هم با انگشت می زارین کف دستتون هم انگشتای کوچولوتون را تا می کنین.
کلاغ پر که مال خیلی وقت پیش هست اوایل هر جا که واستاده بودین می گفتم کلاغ پر می شستین و دست روی زمین می گذاشتین و کلاغ پر می کردین حالا توی هوا هم کلاغ پر دارین و قشنگ محکم می گین پع.
از حمام کردنتون بگیم که از اول عاشقش بودین و خدا نکنه در حمام باز بمونه . عاشق آب بازی هستین.
ارشیا را داشتم ناز می کردم و ناز کردن یادش می دادم و دست به پشت سرش می کشیدم. حالا هر وقت دارین دعوا می کنین می گم ناز کن دست می کشی پشت سر خودت و خودت را ناز می کنی
.ناز باشی همیشه
ارسلان از همه قشنگتر بای بای می کنه و می گه بابا اما حرکت دستت بیشتر شبیه نای نایه
.
اردلان خیلی معمولی مثل بقیه بچه ها بای بای می کنه اما
ارشیا دستش را رو به خودش می گیره و حرکت می ده.
و اما پسرا آقا شدن و دست هم می دن البته خیلی وقته. ارشیا بهتر از همه دست می ده و اردلان و ارسلان را باید یاد آوری کنم.
ارسلان خیلی از بوس کردن خوشش نمی آد ولی من که بوسش می کنم دوست داره وقتی هم می گم بوسم کن اوایل که لپم را گاز می گرفت حالا فقط دهنش را می ذاره روی صورتم.
ارشیا اهل گاز گرفتن نیست اما تا دلتون بخواد داداشاش گاز می گیرن حتی وقتی دارم کلاغ کلاغه می کنم بعدشم کلی می خندن و کلا گاز گرفتن را دوست دارن.
اردلان بد جوری سیلی می زنه وای خدا جدا صدا می ده و درد می کنه.
انگشتای کوچولوتون را برای چیزهایی که می دونین ممنوعه بالا می آرین و می گین جیسسسس.
وقتی ته شیشه شیر داره و نمی خورین باهاش هنر نمایی می کنین و روی فرش نقاشی می کشین منم میزارم کنارم می گم دست نزن جیز. شما هم انگشتتون را بالا می گیرین و می گین جیسسس بعد با کف دست می زنین زمین و به من نگاه می کنین و همینطور آروم آروم دستتون را می زنین زمین و میاین جلو بعد هم حمله
یک وقت ها هم می بینی یک چیزی از اتاق پرت شد بیرون و افتاد وسط مطمئنا ارشیا هست که بدو آمد و افتاد
وقتی پاهام دراز باشه و بالشت روش باشه ارسلان با شکم میاد و روش می خوابه .
هر سه تاییتون بلا شدین و از ارسلان یاد گرفتین میاین توی بغلمون برای خودتون جا باز می کنین و میشینین.
جونم براتون بگه عاشق پلو ماهیچه (عصاره گوشت) و هندوانه هستین. البته آش بلغور هم دوست دارین اما سوپ جو را زیاد دوست ندارین ماکارونی هم تا حالا بهتون ندادم.
اردلانم هیچ نوع فرنی را دوست نداره.
خیلی وقت هست که با چنگال خودتون می تونین میوه بخورین اما امتحان نکردم که می تونین میوه را هم با چنگال بردارین یا نه آخه می ترسم یک هو یکی دیگه خودشت را بندازه رو اونی که چنگال داره و یک اتفاقی بیافته.
عاشق قاشوق هستین و تازگی دنبال کاسه می گردین و قاشق خالی را توی کاسه خالی می کنین و می خورین یا به زور به من می دین.
همتون چیزی که می خورین را به زور دهن منم می کنین اما اگر بخورم ... اردلان جیغ می کشه و به زور می خواد در بیاره . ارشیا تعجب می کنه و دیگه بهم چیزی نمی ده یا توی مشتش می گیره و انگشت اشارش را باز می کنه وارد دهانم می کنم اما ارسلان ناز و مهربونم می خنده و خوشش میاد.
ارشیا راهنما داره : دستش را صاف می گیره و انگشت اشارش را به یک سمت می گیره و دنبالش می ره.
ارسلان معمولا یک گوشه دنج پیدا می کنه و خودش را جا می ده یا شیطنت می کنه.
اردلان چنان دستاش را دور گردن من و مامان بزرگ و مامانه حلقه می کنه و رها نمی کنه تا احساس کنه عمق محبتش را فهمیدین.
فداتون بشم همه به یک اندازه عزیزین




از شیطنت ها بگیم... 



