15 ماهگی
خوب نشد که نشد . بچه ها ساعت 7 شب خوابشون میامد تا 9 بیدارشون نگه داشتیم بعد خوابیدن و ساعت 11 که ما می خواستیم بخوابیم بیدار شدن و من پیش قند عسلها تا ساعت 2.5 بیدار بودم. می خواستم به زندگی یه نظمی بدم که نشد . این روزها هم آنقدر درد های جدید داشتم که یاد بارداریم افتادم. قابل توجه علاقه مندان به داشتن چند قلو : طی بارداری هر روز یک جای جدیدتون درد می کنه که خوب در حد توان سعی می کنید صداتون در نیاد که بگن طبیعیه خانم سه قلو دارین بعد از تولد هم اصلا یادتون میره بگین کمرم درد می کنه ؛ زانوم درد می کنه ؛ گردنم خشک شده ؛ قلنج دارم ؛ وقتی هم به خودتون میاین میگین راستی فلان جام درد می کنه به خودتون میگین ای بابا ...
نویسنده :
مرضیه(مامان 3جوجه طلایی)
14:41







