گل پسرا قند عسلاگل پسرا قند عسلا، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 9 روز سن داره
بابا سعیدبابا سعید، تا این لحظه: 43 سال و 2 ماه سن داره
مامانمامان، تا این لحظه: 40 سال و 3 ماه و 13 روز سن داره

سه قلو ، قند عسلا گل پسرا

15 ماهگی

خوب نشد که نشد .  بچه ها ساعت 7 شب خوابشون میامد تا 9 بیدارشون نگه داشتیم بعد خوابیدن و ساعت 11 که ما می خواستیم بخوابیم بیدار شدن و من پیش قند عسلها تا ساعت 2.5 بیدار بودم. می خواستم به زندگی یه نظمی بدم که نشد .  این روزها هم آنقدر درد های جدید داشتم که یاد بارداریم افتادم. قابل توجه علاقه مندان به داشتن چند قلو : طی بارداری هر روز یک جای جدیدتون درد می کنه که خوب در حد توان سعی می کنید صداتون در نیاد که بگن طبیعیه خانم سه قلو دارین  بعد از تولد هم اصلا یادتون میره بگین کمرم درد می کنه ؛ زانوم درد می کنه ؛ گردنم خشک شده ؛ قلنج دارم ؛ وقتی هم به خودتون میاین میگین راستی فلان جام درد می کنه به خودتون میگین ای بابا ...
25 آبان 1393

چکار کنم نخوابن؟

دوبار کلی مطلب نوشتم اما خرابکاری کردم خوب از اول و مختصر : من بچه ها را بعد از عاشورا از شیر گرفتم البته ارشیا که از 1.5 ماهگی پس زده بود . حالا خوابوندنشون سخت تر شده. برنامه دیروز خواب بچه ها : ساعت 10 صبح بیدار شدن ساعت 11تا12 ارسلان و ارشیا خوابیدن . ساعت 6.5 اردلان از هوش رفت ارشیا هم نتونست بیدارش کنه. ساعت 6.5 تا 8.5 اردلان و ارسلان خوابیدن . ساعت 7.5 تا 8.5 ارشیا خوابید . تا ساعت 2.5 هم شب زنده داری کردیم و خودشون حین بازی غش کردن . امروز هم از ساعت 11 بیدار شدن . ساعت 2.5 تا 3.5 ارسلان و اردلان خوابیدن . نمی دونم برنامه اردلان جان چی هست اما هر کار کردم  مثل دیروز نخوابید. دیروز اردلان داش...
21 آبان 1393

خواب

از نظرات همه ممنونم بازم راهنمایی میخوام لطفا. داروی دیفن هیدرامین را دکتر احمد شاه فرهت خیلی با جدیت تجویز کرد که من یه مدت دادم دیگه ندادم . اگه بچه ها ساعت 12 هم بخوابن من راضی هستم اما چند وقتی هست که دیگه دیر می خوابن.  منم می خوام یه هفته ای بدم تا خوابشون تنظیم بشه بعد قطع می کنم. قبلا خیلی در دادن این دارو ممانعت نشون می دادم حاضر بودم تا صبح هم بیدار بمونم اما مشکلم اینکه بچه ها تا ظهر می خوابن هر دو سه ساعت هم شیر می خورن نتیجش میشه 2 یا نهایتا 3 وعده غذا که خوب کمه دیگه باید 5 وعده بخورن اما همش خوابن. من شب از ساعت 12 به بعد دیگه حال سر و کله زدن با بچه ها را ندارم که غذا بخورن یعنی همش در حال چورت زدن هستم. بابا...
20 آبان 1393

جوجو

این روزها عروسکای بچه ها را توی دسترسشون گذاشتم و اسماشون را می گم اردلان جوجو را یاد گرفته . جوجو و دققه از کلمات جدید اردلان هست . مدام با خودش دققه را تکرار می کنه و حتی وقتی می ذوقه. ارشیا اِدِ را خیلی تکرار می کنه به معنی بده. دَ را هم وقتی چیزی میده و وقتی یک دفعه ذوق می کنه از دیدن من می گه اِ دَ . ارسلان هم چه چیزایی با دال موقع بازی می گه که من نمی فهمم. کلمات مشترک همچنان کیخ جیس دَ ماما بابا هَم   فعلا همینا.
20 آبان 1393

بازی مورد علاقه

بازی ای که خیلی دوست دارین اینه که دنبالتون کنم. وقتی دنبال بابا که از خونه بیرون میرن می خواین  گریه کنین با بازی و تغییر صدا می گم : گرگم و گله می برم . دیگه یادتون می ره چیکار می خواستین بکنین. می دوین و  و من باید دنبالتون کنم . زمین می خورین. به هم می خورین مثل لرل هاردی مستقیم و فیس تو فیس بعد به عقب پرتاپ می شین و اصلا هم ناراحت نمی شین و زود بلند می شین می دوین. منم به این بازی راضیم هم خودم یه حرکتی کردم هم وسیله نمی خواد هم شما خسته می شین و از همه محمتر همه می خندیم اما نفس کم میارم شدم مثل زنای 50 ساله . مامانتون پیر شده  هم موهاش سفید هم توان نداره هم همیشه می گه آی کمرم آی پام و غرغراشم ماله بابایه. ...
19 آبان 1393

محبت ارشیا که گل کنه

دیشب ساعت 10 شربت دادم ساعت 11 هم شیرموز خوردین و من توی اتاق دیگه با بابا صحبت می کردم که دیدیم خونه ساکت شده .  آمدم دیدم ارشیا و ارسلان خوابیدن اردلان هم در حال نقاشی اما روی سر ارشیا و تشک اونم با شیرموز ته شیشه. ارشیا را تمیز کردم اردلان را می خوابوندم که ارسلان بیدار شد و گریه کنان من را پیدا کرد و بغلم خوابید. ساعت 12 با بابا داشتیم توی اتاقتون بهتون سر می زدیم که یک دفعه سه تایی بیدار شدین و گریه کردین منم رفتم شیر درست کردم و بابا هم شما را آروم کرد و ارسلان هم دنبال من آمد آشپزخانه. بابا فرستادم بخوابن. اما ارشیا اجیر شد یکبار که قبل از شیر خوردن توی همه خونه دوید و خندید و بعد شیر خورد. اردلان خوابش برد ارسل...
19 آبان 1393

بخواب پسرم

سه شب هست که دیگه طاقتم را تمام کردین. امان از تنهایی. همتون دوست دارین روی پام بخوابین . ارشیا با سر می زنه به کسی که خوابیده تا بیاد پایین خودش زود بیاد روی پام بخوابه. اردلان میاد روی کسی که روی پام خوابیده دراز می کشه ارسلان هم اگه کسی روی پام باشه به بغل اکتفا می کنه فقط باید یک جوری حسم کنه. چون همه با هم بیدار می شین همه با هم خوابتون می گیره .  اول پتو پیچ را امتحان کردم تا زود خوابتون ببره به بقیه برسم اما دو روز بیشتر جواب نداد.چهار شب پیش دو شب بود که تا ساعت 2.5 حتی 3.5 بازی می کردین و بابا از صدای شما خوابش نمی برد . آخه بابا باید ساعت 6.5 بیدار شن و آماده رفتن به سر کار. سه شب هست که دوباره دیفن هیدرامین می خورین ...
19 آبان 1393

خوشحالم

خیلی خوشحالم که اینقدر دوست خوب توی وب دارم. حالا هی دلم می گیره که مورد عنایت دوستا قرار بگیرم همتون دوست دارم و از محبتتون ممنونم. من یک مادر غمگین نیستم و مدام با بچه هام بازی و خنده دارم . کم پیش میاد بد اخلاقی کنم اونم وقت خستگیهام هست. گاهی اونقدر خسته می شم که می گم تو را خدا اذیت نکنین. اما از حق نگذریم بچه ها اگه یک دونه بودن حقیقتا آروم هستن حتی همین الآن هم که سه قلو هستن حرف گوش کن هستن فقط طفلی ها توی این چهار دیواری حوصلشون سر میره که سرتق بازی در میارن . هیچ کس هم حاضر نیست با ما بیاد بیرون برای همین اگه قرار باشه پارک هم بریم کلی باید باباشون را راضی کنم و می گم من دو تا نگه می دارم شما یکی اما همیشه برعکس میشه خوب ...
16 آبان 1393

عاشورا

بازم عاشورا آمد و ما باز خونه نشین بودیم.  طبق سال گذشته رفتیم خونه مامانه تا بابا برن مسجدی که سالها می رفتن و عزا داری می کردن. بچه های ما رقاصن اما بهشون سینه زدن را یاد دادم و هر وقت که صدای حسین می شنون سینه میزنن اما با قر. خدا می دونه نادونن. من هم مثل همیشه توی خونه تنهایی بچه داری می کردم. چقدر دلم لک زده بود برای روضه عزای سید شهدا(ع) و فرزند فاطمه زهرا(س). خدا عزاداریهای همه را قبول کنه. اینم از عکاسی بابا و طبق معمول ارشیا همکاری نکرده بود.   ...
16 آبان 1393

پاسخنامه

سلام به همه دوستان و کسانی که ما را مورد عنایت و لطفشون قرار دادن. از همه ممنونم که برامون نظر هم می نویسین از این وقتی که می گذارین می فهمم که براتون مهم هستیم و این به من انرژی می ده و از احساس تنهاییم به صورت قابل توجهی کم می کنه. دوستانی هم هستن که سوالاتی دارن و من متأسفانه فرصت پاسخشون را پیدا نکردم. اولین سوالی که یکی پرسید و خیلی ها نپرسیدن این هست که آیا من به طور طبیعی سه قلو باردار شدم؟ باید در عین نا باوری بگم بله. عنایت پروردگارم هست. البته در خانواده هامون سابقه دو قلو نداشتیم اما همانطور که می دانید سه قلو و کلا تعداد فرد بیش از یکی کمی نادر هست. خسته می شم اما لحظه از نظرم یا فکرم نمی گذره که ای کاش یکی داشتم...
11 آبان 1393