گل پسرا قند عسلاگل پسرا قند عسلا، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 22 روز سن داره
بابا سعیدبابا سعید، تا این لحظه: 43 سال و 2 ماه و 13 روز سن داره
مامانمامان، تا این لحظه: 40 سال و 3 ماه و 26 روز سن داره

سه قلو ، قند عسلا گل پسرا

ارشیا قلدر می شود

.: تا این لحظه ، 1 سال و 4 ماه و 13 روز :. بازی زندگی هم همینطور هست یه روز ارسلان مظلوم بود بعد اردلان و آخر ارشیا حالا ارشیا هم شده : شیشه شیر را دستش گرفته بود نمی خورد به کسی هم تعارف نمی کرد منم با مهربونی البته ازش گرفتم دادم اردلان که حروم نشه اردلان هم بیسکویت دستش را انداخت رفت روی پتو دراز کشید داشت می خورد و ارشیا هم داشت اعتراض می کرد ؛ دید من کاری نمی کنم خیلی قشنگ شیشه را از دهن اردلان درآورد زد زیر بغلش با نوک پنجه هم خیلی با وسواس بیسکویت اردلان که انداخته بود را به سمتش می زد می گفت اِ اِ هَم. جلوی در آشپزخانه یه تیکه جا هست به ابعاد یک در یک متر که یه موکت پهن کردم و گاهی قالیچه و خلاصه هر چی باشه وسیله بازی بچه ...
7 دی 1393

غذا و خواب

بی خیال غذا و خوابتون شدم گذاشتم هر کار دوست دارین بکنین تا خودتون به این بلوغ برسین که غذا بخورین و بخوابین اما نتیجه : میگن اگه بچه گشنه باشه غذاش را می خوره جوش نزن => اولا که لاغر شدین بعدشم ارشیا چنان نون خشکی که پیدا کرده بود می خورد و به چشمای ما نگاه می کرد که باباش گفت چند وقته که غذا نخورده که انگار داره شیش لیک می خوره؟ میگن غذا را بذار جلوی بچه خودش بخوره => همش نصیب فرش و سفره شد و یه خونه که باید سریعا تمیز بشه که بچه ها از روی زمین غذا نخورن. میگن بچه خسته بشه می خوابه . منم باهاتون بازی کردم => ساعت 10 یه چرتی می زنین و بیدار می شین تا ساعت 2 نصف شب. خلاصه دیگه دیدم نمیشه دیشب با شربت ساعت 12.5 خوابیدین.ر...
7 دی 1393

دیگه باید یه اقدام جدی کرد

.:گلای من  هم اکنون یک سال و چهار ماه و سیزده روز سن دارین:. نظر دوستان برام مهمه. ارسلان خیلی پوشکش را باز می کنه و درمی آره. جمعه خونه مامانه(مادرشوهرم) بودیم موقع برگشتن حاظرش می کردم که دیدم چسب پوشکش را باز کرده پوشک افتاده توی شلوارش خودش خلاص شده هوا می خوره  اونجا خندیدم و خدا را شکر کردم جایی را کثیف نکرده و به گذشت. اما دیروز به  گذشت . طبق معمول پشت درهای بسته و در  آشپزخونه استخوانهای گوشت غذاشون را جدا می کردم و دوباره ریختم توی سوپ برگشتم دیوانه داشتم می شدم. ارسلان شلوار و پوشکش را در آورده بود . گلاب بروتون پی پی هم داشته دستهای همه و همه خونه هم  ... یه بوی فجیع هم ...
7 دی 1393

دیدین چی شد؟

همه لطف دارن رأی می دن واقعا ممنونم . اما بعضی ها خیلی طرفدار دارن .  می گین کی ؟ این دوستمون 10/4 شرکت کرده الآن هم 226 رإی داره.یعنی دو روزه  خداییش دوست دارم فقط بدونم چی کار کرده!  شایدم یه جشنی بوده   همه تو رودرواسی رأی دادن یه اس ام اس دیگه . نمی دونم نتیجه امروز: ...
7 دی 1393

دوباره افت داشتیم

این جشنواره هم مثل زندگی هست فراز و فرودش زیاده ما بیشتر فرود داشتیم تا فراز . امیدوارم نتیجه جشنواره زندگیمون سربلندمون کنه . می دونم بعضی دوستان همچنان از هر موبایلی یه رأی می دن از همه ممنونم. ببینیم بچه ها چقدر طرفدار دارن.   ...
4 دی 1393

گردش

گل پسرای نازم. امروز بهتون خیلی خوش گذشت . خیلی هم آقا بودین البته از نوع شیطونش . عکس نداریم چون همش مواظب شما بودم. مامان و بابام با مامانبزرگم صبح آمدن خونمون و رفتیم پارک نزدیک خونه . با اونکه ساعت 10:30 بود اما اولین نفر بودیم و پارک به خاطر بارون دیشب خیس بود بعد 2 نفر دیگه هم آمدن که یکیشون دوست شما ها بود و مدام مراقبتون بود البته خودش هم بهش بیشتر از 3 سال نمی خورد شما هم کیکتون را باهاش تقسیم کردین . اصلا از شما جدا نمی شد ولی یکمی طول کشید که باور کنه شما نی نی هستین و مثل خودش نمی تونین بازی کنین. کلی سرسره بازی کردین و توی پارک گردش کردین که دیگه دستاتون که یخ زده بود برگشتیم خونه اما قبلش برای اولین بار رفتیم فروشگاه و...
3 دی 1393

صعود داشتیم

از همه دوستان ممنونیم .  بعد از دو روز افت دیروز دو رتبه صعود داشتیم و دوباره به رتبه 6 رسیدیم و امروز یه رتبه صعود داشتیم و به رتبه 5 رسیدیم. از همه ممنونم که به ما لطف داشتن. چند تا از دوستان که حقیقتا ما را مورد عنایت خاصشون قرار دادن و مرتب برامون رأی می فرستن همینطور همسر عزیزم و برادران مهربانم.  اما هنوز هم وقت هست بازم رأی لطفا. ...
3 دی 1393

نتیجه رأی امروز

از همه خیلی خیلی ممنونم. اصلا فکر نمی کردم اینقدر طرفدار داشته باشیم. ولی خوب رقابت تنگاتنگ هست . چه استرسی داریم تا 18 ام آخه من عاشق رقابتم. عزیزان رأی کم داریم. از رتبه 6ام هم به رتبه 7ام افت داشتیم. ولی خوب بازم ممنون. ...
30 آذر 1393