اسباب کشی
سلام به همه دوستان مهربونم . دلم برای همه و صد البته فرشته های کوچولوی ناز وبلاگی تنگ شده بود. زود اسباب کشی کردیم اما سیستم را دیر آوردیم اینترنت هم کمی دیر وصل شد و بچه ها هم امان نمی گذارن . خدا همه بچه های دوست داشتنی را پیر کنه از جمله جوجه های من را.آمین. شنبه شب که رفتم خونه مادرشوهرم آماده شدم یکی دو هفته پر فعالیت داشته باشم . یکشنبه و دوشنبه را ؛دو روزه وسایل آشپزخونه و ظرفهای کنارگذاشته توی کمد را جمع کردم که روز دوشنبه ظهر مادرشوهرم زنگ زد گفتن: "مرضیه دیگه نمی تونم واقعیت را باید گفت دیگه نمی تونم نگه دارمشون خیلی شیطونن." راست می گفتن البته کمک داشتن پدرشوهرم و خواهرشون که خاله همسرم باشن اما واقعا شیطونن. ...
نویسنده :
مرضیه(مامان 3جوجه طلایی)
7:58






